تبلیغات
شعرقسمتی ازرویاهای من است - "فروغ فرخزاد" به "پرویز شاپور"

شعرقسمتی ازرویاهای من است

شاعر حسود هم که باشد، حریص نیست! نم شعری قانعش می کند...

"فروغ فرخزاد" به "پرویز شاپور"


فروغ در 16 سالگی عاشق پرویز شد آن دو با یكدیگر ازدواج كردند،


 ازدواجی كه 5 سال بعد به


 جدایی انجامید اما عشق شورانگیز فروغ و نامه های او پس از جدایی 


 هم ادامه می یابد.


پرویز محبوبم این اولین نامه ای است كه بلافاصله پس از ورود به تهران برایت مینویسم .


 مسافرت من با همه ی تلخی وناراحتی هایی كه داشت  بالاخره گذشت و اكنون كه در این


 اتاق خلوت به نوشتن این نامه مشغولم چیزی جز یك خستگی زیاد و رنج دهنده از آن همه


 ناراحتی در وجودم باقی نیست . پرویز می دانی چند روز است تو را ندیده ام .یك روز درست یك


 روزتمام است  كه وجود تو را در كنار خود احساس نمی كنم .صدای تو را نمی شنوم و نمیتوانم


 مثل یك موجود خوشبخت خودم را در میان بازوان تو پنهان سازم. پرویز همین فكر برای رنج دادن


 من كافی ست تو نمی دانی از آن ساعت كه از تو جدا شده ام تا به حال چه افكار تیره و غم


 انگیزی در مغزم رسوخ پیدا كرده. پیوسته فشار بغضی را در گلویم احساس می كنم. میل دارم


 گریه كنم چهره ی تو یك لحظه هم از مقابل چشم من دور نمی شود. تو را می بینم كه با نگاه


 مهربان و پر از عشقت به روی من خیره شده ای و در آن حال قلبم با فشار دردناكی در سینه ام


 به تپش در می آید و گرمی اشك را بر گونه هایم احساس می كنم. پرویز من نمی توانم خودم


 را با این فكر تسلی دهم كه 20 روز دیگر تو را می بینم ... نه ... غم من برای یك روز و دو روز


 نیست. اصولا من به این موضوع از نظر كمیت فكرنمی كنم . كیفیت آن برای من غم آور است.


 من نمی توانم از تو دور باشم. دوری از تو مرا رنج می دهد حال چه فرق می كند كه این دوری


 دو روز یا صد سال باشد. پروز، من برای خوشبخت بودن به وجود تو احتیاج دارم من تو را با


 هیجان یك عشق مقدس و پاكی دوست دارمو عشقی كه فكر نمی كنم در دنیا نظیری داشته


 باشد.پرویز چه فایده دارد اگر یك بار دیگر به تو بگویم كه تو را می پرستم مگر تو خود این را نمی


 دانی؟ پرویز به من بگو با تنهایی چه می كنی برای من بنویس غذا چه می خوری و برنامه


 زندگی ات چیست. پرویز من دیگر هرگز از تو جدا نمی شوم. این آخرین بار است. من تنهایی را


 دوست ندارم. زندگی من با عشق تو توأم شده و وجود توست كه عشق و زندگی مرا روشن و


 زیبا ساخته. وقتی تو نباشی زندگی من مثل یك قبر سیاه و تاریك می شود. نمی خواهم نامه


 ام را تمام كنم مهران از اتاق دیگر مرا صدا می زند ولی من نمی خواهم این آخرین وسیله ای را


 كه برای تسكین دردهای خود در دست دارم از دست بدهم. پرویز برای من نامه بنویس آن قدر


 بنویس كه خسته شوم. هر روز بنویس این آرزوی من است و تو اگر مرا دوست داشته باشی به


 آرزوی من توجه خواهی كرد.


پرویز من از فردا مرتب برای تو كاغذ می نویسم و جریان زندگی ام را به طور مفصل شرح می


 دهم و از تو هم همین انتظار را دارم . پرویز بوسه های مشتاقانه مرا بپذیر.


به امید دیدار تو


فروغ



[ شنبه 25 خرداد 1392 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ hoori ] [ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه